GH A یکشنبه 28 مرداد 1397 10:22 ق.ظ نظرات ()

قلب ، مهمانخانه نیست که آدم‌ ها بیایند



دو سه ساعت یا دو سه روز توی آن بمانند و بعد بروند



قلب ، لانه‌ ی گنجشک نیست که در بهار ساخته بشود



و در پاییز  باد آن را با خودش  ببرد !



قلب؟ راستش نمی دانم چیست،



اما این را می دانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است !




از قلبم  بیرون رفتند  کسانی که خوب نبودند و مرا رنجاندند


و نیّت  قلبِ مهربان ِمنو  با ذهن بیمار خود عوضی گرفتند ...


(نادر ابراهیمی)

ای عزیز

انسان ، آهسته آهسته عقب نشینی نمی کند.

 

هیچ کس یکباره معتاد نمیشود، یکباره سقوط نمی کند ، یکباره وا نمی دهد

 

یکباره خسته نمیشود ، رنگ عوض نمی کند ، تبدیل نمیشود و از دست نمی رود.

 

زندگی بسیار آهسته از شکل می افتد و تکرار و خستگی بسیار موذیانه و پاور چین رخنه می کند

باید بسیار هشیار باشیم و نخستین تلنگرها را به هنگام و حتی قبل از آنکه ضربه فرو آید ،

احساس کنیم.

 

هرگز نباید آن روزی برسد که ما صبحی را با سلامی محبانه آغاز نکنیم.

 

خستگی نباید بهانه ایی شود برای آنکه کاری را که درست می دانیم رها کنیم و انجامش را

مختصری به تعویق اندازیم.

 

قدم اول را اگر به سوی حذف چیزهای خوب برداریم ، شک نکن که قدم های بعدی را شتابان بر

خواهیم داشت.

 

ما باید تا آخرین روز زندگیمان که این گونه به دشواری برپا نگهش داشته ایم تازه بمانیم، به خدا

این حق ماست.


بانوی من


من هرگز نخواستم از عشق افسانه ای بیافرینم، باورکن

من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم-کودکانه و ساده و روستایی

من هرگز نمی خواستم از عشق برجی بیافرینم ،مه آلود و غمناک با پنجره های مسدود و تاریک



برای من تو عزیز سفر کرده ای هستی  که دوستت دارم هنوز .