GH A یکشنبه 13 خرداد 1397 11:17 ق.ظ نظرات ()
شب قدر است و امشب راز دارم
نگه تا صبح امشب باز دارم

شب قدر است و باید قدر دانم
قدم در پیشگاه قدر دانم
شب قدر است و امشب هجر مولاست
دلم از عشق پر شور و غوغاست

شب قدراست و اخترها غمینند
تو گویى جملگى سر در جبینند

بلى امشب شب بیمارى اوست
شب تودیع یار خوب و نیكوست

شب سرخ شهادت بین تو امشب
شب درد سعادت بین تو امشب

چه امشب دیده‏اش خونبار و گریان
نظر افكند او بر شیر یزدان

على اى فاتح هم بدر و خیبر
على اى بر یتیمان جمله سرور

سر خونین خود بردار اى دوست
ببین زینب كه طور، رخساره‏ ى اوست

حسن بنگر، حسین و هم ابوالفضل
عنایت كن، كرم بنما، نما بذل


امشب شب قدر است و من قدری ندارم

بحر دل آلوده ی خود بیقرارم

امشب شب قدر است و یك دنیا فقیرم

بیمارم و محتاج و در غفلت اسیرم

من آمدم با كوله بار ، بار زشتم

تا رنگ زهرائی بگیرد سرنوشتم

ای كاش میمردم شب قدرت نبینم

من باعث درد نگاری مهجبینم

چون نامه اعمال من بیند سحر گاه

بر حالت آلوده من میكشد آه

امشب بیا و كار دل را چاره بنما

مكتوب اعمال بدم را پاره بنما

رزق من امشب بهتر از صد سال گردد

گر یوسف زهرا ز من خوشحال گردد

گر او بخواهد بنده تو میشوم من

گر او نخواهد راه غفلت میروم من

امشب بیا و آرزویم را روا كن

او را به یاد ما ، تو مشغول دعا كن

با كوهی از حاجت به در گاهت نشستم

در لیلة القدر علی دل بر تو بستم



امشب شب قدراست ومن   روی سیاه آورده ام

تا که خریداری کنی      بار گناه آورده ام

من رو سیاهم ای خدا    غرق گناهم ای خدا

( یا ربنا یا ربنا اغفر لنا تقصیرنا )

گفتی که امشب بهتر از    یک عمر طولانی بود

گفتی که توبه می خری    وقت پشیمانی بُود

یا رب اَجِرنا یا مُجیر   ردم مکن دستم بگیر

( فَارحم الهی یا کریم )

سنگینی بار گناه      پشت مرا بشکسته است

ازبسکه دارم حق ناس درها به رویم بسته است

الطاف خود ابراز کن     در را به رویم باز کن

×××

ازتو خجالت می کشم   بس نان شبهه خورده ام

من آبروی خویش را    با هر گناهی برده ام

ای آن که ستاری خدا   کن آبرو داری خدا

×××

من با شهیدان بوده ام    حالا چنین آلوده ام

از آخرت غافل شدم   با معصیت آسوده ام

حق شهید بی مزار     منت بر این غافل گذار

×××

فتنه فراوان گشته و     من راه خود گم کرده ام

باید که بیدارم کنی        حالا که رو آورده ام

ای که کس هر بی کسی   آخر به دادم می رسی

×××

امشب که تقدیر همه عالم به دست مهدی است

دانم که آزرده دل از  بد کاری و بد عهدی است

او را ز من راضی نما    تا که کند بهرم دعا

( مولا ابا صالح بیا )

×××

تا دلبرم راضی شود      ناد علی ذکر من است

در موج غم های دلم      یاد علی فکر من است

من از علی دم می زنم     آتش به عالم می زنم

( جانم علی ـ جانم علی )

×××

ای رحمت بی انتها     ای لیله قدرم علی

ای دستگیر بینوا     ماه شب بدرم علی

ای بهترین مولای من   آقای من آقای من

****************

به یاد پدرم که امشب بدون او احیا میگیرم وهیچوقت نشد از او طلب حلالیت کنم

امسال کجا آه ای بابای خوبم بار بستی؟

امشب کجا احیا گرفتی با که هستی؟

امشب کجا بغض غریبی را شکستی؟

یا بین مایی گوشه ای تنها نشستی؟

 

هرجا که هستی بابا  برای من دعا کن

دستی بکش روی سرم مارا حلال کن

 

در آتش شرم از شما آه ست دودم

ای کاش از شرم آب می شد این وجودم

هر جا تو بودی با من و من بی تو بودم

آنقدر بودی عاشق من من نبودم

 

از قامت خمیده  تو شرمنده هستم

خوردم نمک  اما نمکدان را شکستم

 

حق کدامین مهربانی ات ادا شد

از تو دعاوازخدا اجابت ها به دست بی دعا شد

برمن وفا کردی جواب تو جفا شد

بر بی حیایی های من چشمت حیا شد

 

ای تو به من نزدیک تر از رگ گردن

دشمن نکرده با تو آنچه کرده ام من

 

امشب حلالم کن به آن فرق دریده

برآن که بی تو زندگانیم خوشی دیگر ندیده

امشب حلالم کن به آن مرد بریده

برآن عزادار غم قامت خمیده

 

بر آن غمی که در دل حیدر نشسته

امشب حلالم کن به پهلوی شکسته

التماس دعا.................